سلام دوستای گلم.
ببخشید دیر میام.من که دیگه حال نوشتن رو ندارم.
به تازگی بهترین دوستم رو از دست دادم.![]()
بخاطر همین هستش که خیلی دیر مطلب آ می کنم.
این شعر ها رو همین دستم برام فرستاده.
خدایا همیشه هرچی می خواد بهش بده.
تا چند وقته دیگه اگه بتونم آهنگی رو که گفته بود دوست داره رو میزارم روی وبلاگم.آهنگ رو هم خودش بهم داد.
ادامه مطلب
بعد از گذشت سالها اندوه و دلگیری
حالا سراغ از این من ِ دلتنگ می گیری؟؟
حالا که دیگر دستهایم خالی از عشق اند
سرشارم از شرجی ترین شبهای زنجیری
من خواب دیدم ، خواب بارانی که می آید
اما تو رفتی و نشد این خواب تعبیری
باران نیامد ، نه! نیامد، بعد تو هرگز
آن وقت می پرسی چرا از جان خود سیری؟
بعد از گذشت سالها بی پنجره بودن
حالا برای این دل تاریک می میری
گیرم تمام آسمان را هم به من دادند
پرواز ممکن نیست وقتی که زمین گیری...
دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد خدایا دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این چنگ آهنگ نیست
به لب جز سرود امیدم نبود
مرا بانگ این چنگ خاموش کرد ...
آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم
من نمیدانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
و
چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه را باید شست
واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد ...
**********
